محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

477

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اصرار كرديد و جز مرا نخواستيد . بدانيد كه من چيزى افزون بر شما ندارم ، جز آن‌كه كليدهاى اموالتان در دست من است و من حق برداشتن ذره‌اى از آن را ندارم . . . آيا اين‌چنين راضى هستيد ؟ » آنان گفتند : آرى و سپس امام عليه السّلام فرمود : خداوندا ، بر ايشان گواه باش . » « 1 » برخى به امام عليه السّلام پيشنهاد داده بودند كه برخى از مخالفان را با دادن اموالى ، ساكت كند . امام عليه السّلام فرمود : « آيا مرا فرمان مىدهيد كه از راه ستم ، پيروزى را بجويم ؟ به خدا سوگند ، تا زمانى كه ستاره‌اى در آسمان مىدرخشد ، چنين نخواهم كرد . اگر اين مال از آن من بود ، آن را در بينشان تقسيم مىكردم ولى حال چگونه مىتوانم چنين كنم كه اين مال از آن خداوند است ؟ » « 2 » ( فبادروا العلم من قبل تصويح نبته ) پيش از آن‌كه مرا از دست دهيد ، از علم من برگيريد . در جاى ديگر نيز از امام عليه السّلام نقل شده كه فرمود : « از من بپرسيد ، پيش از آن‌كه مرا از دست بدهيد . » « 3 » ( و من قبل أن تشغلوا بأنفسكم عن مستثار العلم من عند أهله ) پيش از آن‌كه درگيرىها و اختلافات ، شما را سرگرم سازد ، مشورت اهل علم را غنيمت شماريد . معناى اين بند آن است كه پيش از مردن من و يا گرفتارى شما به اختلاف و درگيرى ، فرصت وجود من را غنيمت شماريد . ( و انهوا غيركم عن المنكر و تناهوا عنه ) چيزى را نگوييد كه

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 153 ؛ مستدرك ، حاكم نيشابورى : 3 / 114 . ( 2 ) . « أتأمرونّي أن أطلب النّصر بالجور فيمن ولّيت عليه و اللّه لا أطور به ما سمر سمير و ما أمّ نجم في السّماء نجما لو كان المال لي لسوّيت بينهم فكيف و إنّما المال مال اللّه » خطبه : 126 . ( 3 ) . « أيّها النّاس سلوني قبل أن تفقدوني » خطبه : 189 .